تبليغاتX
طنین لحظه ها





















طنین لحظه ها

گاه یک قطره شبنم که فرو می چکد از چهره گل یک دریاست!

 

_  چرا جدیدن انقدر ازم فرار می کنی؟؟؟

اصلا تو چرا اینجوری شدی...باور کن دوست دارم،دوست داره بیشتر از همه...چرا نمی بینیش؟؟

قبلا  بیشتر میومدی لااقل با دل میومدی !!چی شدی...با خودت چی کار کردی؟؟؟؟

خودتو درگیر کردی برای چی برای کی ...

جدیدن زیاد توهم می زنی ...به قول یه ظریفی شدی خدایگان توهم!!!!

تازه داشتی راه میوفتادی....

چی شدی چرا رفتی... بیا منتظرتم همیشه

 

_  خودم میدونم!!

می بینم اما نمی دونم چم شده!! مطمئنم دوستم داره ..بیشتر از همه

هر لحظه در حال تغییر فازم ،اونم با اختلاف فاز بالا..

شاید اقتضای سنم باشه...فکر می کنم خل شدم !!!

دلم می خواد خل و چل بازی درآرم ...سعی میکنم تا هنوز بزرگتر نشدم بچه بازی دآرم!!!

(البته این امر فقط در جمع دوستان با جنبه جواب میده!!

در غیر اینصورت با نگاه گرفته تا... راهیت می کنن امین آباد )

قبلا فکر میکردم یه دختر بیست ساله این جوری که من الان هستم نیست ...اما..

 

  ** احساس می کنم عقلم کوچیک شده دلم بزرگ!!! ( این دل با دل بالا فرق داره!! )

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت22:18توسط | |

 

در بند هواييم، يا ضامن آهو!

در فتنه رهاييم، يا ضامن آهو!

 

بي تاب و شکيبيم، تنها و غريبيم

بي سقف و سراييم، يا ضامن آهو!

 

عرياني پاييز، خاموشي پرهيز

بي برگ و نواييم، يا ضامن آهو!

 

سرگشته‌تر از عمر، برگشته‌تر از بخت

جوياي وفاييم، يا ضامن آهو!

 

آلوده‌ي بدنام، فرسوده‌ي ايام

با خود به جفاييم، يا ضامن آهو!

 

آلوده مبادا، فرسوده مبادا

اين گونه که ماييم، يا ضامن آهو!

 

پوچيم و کم از هيچ، هيچيم و کم از پوچ

جز نام نشاييم، يا ضامن آهو!

 

ننگيني ناميم، سنگيني ننگيم

در رنج و عناييم، يا ضامن آهو!

 

بي رد و نشانيم، از ديده نهانيم

امواج صداييم، يا ضامن آهو!

 

صيد شب و روزيم، پابند هنوزيم
در چنگ فناييم، يا ضامن آهو!

 

چندي است به تشويش، با چيستي خويش

در چون و چراييم، يا ضامن آهو!

 

با دامني اندوه، خاموش‌تر از کوه

فرياد رساييم، يا ضامن آهو!

 

مجبور مخيّر، ابداع مکرر

تقدير قضاييم، يا ضامن آهو!

 

افتاده به عصيان، تن داده به کفران

آلوده‌رداييم، يا ضامن آهو!

 

تو گنج نهاني، ما رنج عناييم
بنگر به کجاييم، يا ضامن آهو!

رانده ز نيستان، مانده ز ميستان

تا از تو جداييم، يا ضامن آهو!

 

دل‌خسته و رسته، از هر چه گسسته

خواهان شماييم، يا ضامن آهو!

 

روزي بطلب تا، يک شب به تمنا

نزد تو بياييم، يا ضامن آهو!

 

در صحن و سرايت، ايوان طلايت

بالي بگشاييم، يا ضامن آهو!

 

با ما کرم تو، ما در حرم تو
ايمن ز بلاييم، يا ضامن آهو!

 

چشم از تو نگيريم، جز تو نپذيريم

اصرار گداييم، يا ضامن آهو!

 

مشتاق زيارت، تا جبهه‌ي طاعت

بر خاک تو ساييم، يا ضامن آهو!

 

گو هر چه نبايد، گو هر چه ببايد

در کوي رضاييم، يا ضامن آهو!

 

آيا بپذيري، ما را بپذيري؟

در خوف و رجاييم، يا ضامن آهو!

 

مِهر است و اگر قهر، شهد است و اگر زهر

تسليم شماييم، يا ضامن آهو!

فريادرسي تو، عيسي‌نفسي تو

محتاج شفاييم، يا ضامن آهو!

 

هر چند گنه‌کار، هر قدر سيه‌کار

بي رنگ و رياييم، يا ضامن آهو!

 

در رنج و تباهي، وقتي تو بخواهي

آزاد و رهاييم، يا ضامن آهو!

 

اي چشمه‌ي خورشيد، مهر تو درخشيد

در عين بقاييم، يا ضامن آهو!

 

ما خاک ره تو، در بارگه تو

گوياي ثناييم، يا ضامن آهو!

سوگند الستيم، پيمان نشکستيم

در عهد «بلي»ييم، يا ضامن آهو!

 

يار ضعفا تو، خود ضامن ما تو

ما اهل خطاييم، يا ضامن آهو!

 

نه نقل فلاطون، نه عقل ارسطو

جوياي هداييم، يا ضامن آهو!

 

هنگامه‌ي وهم آن، کجراهه‌ي فهم اين

ما اهل ولاييم، يا ضامن آهو!

 

از گوهر پاکيم، از کوثر صافيم
فرزند نياييم، يا ضامن آهو!

چاووش شب رزم، سرجوش تب رزم

شوق شهداييم ، يا ضامن آهو!

 

منشور نشابور، سرسلسله‌ي نور

با حکمت و راييم، يا ضامن آهو!

 

تو راه مجسّم، گر راه به عالم

جز تو بنماييم، يا ضامن آهو!

 

تا صور قيامت، با شور ندامت

شايان جزاييم، يا ضامن آهو!

 

اين بخت سهيل است، کش سوي تو ميل است
در نور و ضياييم، يا ضامن آهو!

سهِيل محمودي

 

 التماس دعا...

 

 

+نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت16:43توسط | |

 

 

بازم بارون

 بازم حس گزنده و تلخ دلگرفتگی، هرچند بوی بارون بوی زندگی برام بوی رحمت خداست

 اما رنگش رنگ دلتنگیه، یاد اور تمام احساساتی که در بدو ورود

 بدون هیچ درنگی، بی هیچ تردیدی، رو به زوال رفتن

هوای ابری،دل پر از اشک،تب سرد دستام،نگاه بی روح چشمام

آوار غصه ها توی این غروب بی رحم، یه بهونه است برای اینکه بگم:

هنوز نرفته بریدم

 چرا هستی و نیستم

 

 نزار یادم بیاد

ندارمش؛

 کم دارمش؛

نزار اینجا بشکنم؛

 ببرم؛  نزار بگم نیستم؛

 نبودم که باشم؛


 ناگفته نماند:

۱.چهره ی خشنی از دروس رو شده که باعث میشه کمتر بیام یا دیر بیام بهتون سر بزنم،

می دونم قبلنا هم زود نمی اومدم خلاصه که به بزرگی خودتون ببخشید

۲.هوا یه هویی سرد شده، روزای پایییزم که همینجوری دلگیر هستن وای به حال ابری و بارونی بودنش،

۳.بارون پاییز بر خلاف بارون بهار خیلی دلگیره....

 

 

 

+نوشته شده در شنبه یازدهم آبان 1387ساعت15:29توسط | |